پ ن پ
-
تاریخ: 1391/11/22 ساعت: 14:31
داریم راه می ریم با دوستام، پام پیچ خورد، خوردم زمین میگه کمک می خوای؟ میگم پ ن پ شماها خودتون رو نجات بدین من اینجا می مونم مقاومت می کنم.
پ ن پ
-
تاریخ: 1391/11/22 ساعت: 14:31
امروز هوا خیلی سرد بود، رفتم چسبیدم به شوفاژ کلاس، یکی از رفیق هام اومده میگه: شوفاژ روشنه؟ جواب دادم: پ ن پ خاموشه، دارم خودم رو بهش می مالم تا گرم بشه یه وقت خدایی نکرده شما سرما نخورید!
پ ن پ
-
تاریخ: 1391/11/22 ساعت: 14:29
رفیقم اسم خانومم رو توی شناسنامه دیده. میگه: زنته؟ میگم: پ ن پ دختر همسایمونه اسمش تو شناسنامه باباش جا نشده اینجا زدن گم نشه!
پ ن پ
-
تاریخ: 1391/11/22 ساعت: 14:29
رفتم عابربانک، یارو داره جون میکنه با دستگاه کلنجار میره بعد ده دقیقه برمی گرده میگه شما هم کار داری؟ پ ن پ پیک موتوری ام وایسادم نامه اداری تونو تایپ کنین ببرم.
پ ن پ
-
تاریخ: 1391/11/22 ساعت: 14:28
دارم تو کوچه راه میرم یه خانمه با ماشین رفت تو چاله آب پاشید همه صورتم و لباسام خیس شد، وایساده میگه وای خیس شدید ؟ پـَـ نـَـ پـَـ دیدم یه خانم محترمی مثل شما رانندگی یاد گرفته...اینا اشک شوقه!
پ ن پ
-
تاریخ: 1391/11/22 ساعت: 14:27
روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟ پ نه پ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم!
پ ن پ
-
تاریخ: 1391/11/22 ساعت: 14:27
ماشینه تا شیشه جمع شده... یه نفر اون بغل افتاده پارچه سفید روش کشیدن... یارو داره رد میشه... میگه مرده؟ پ نه پ تصادف خستش کرده خوابیده!
پ ن پ
-
تاریخ: 1391/11/22 ساعت: 14:26
با دوستم تو مزرعه بودیم گوساله داشت از مامانش شیر می خورد دوستم میگه داره شیر می خوره؟ پ ن پ داره مامانش و باد میکنه مثل بادکنک بفرسته هوا!!!!
پ ن پ
-
تاریخ: 1391/11/22 ساعت: 14:25
رفتم بانک به آقاهه پشت میز میگم آقا ببخشید شما صندوق دارین؟ میگه پ ن پ هاش بکم!!!
پ ن پ
-
تاریخ: 1391/11/22 ساعت: 14:24
رفتم سردخونه میگم : بی زحمت جسد پدربزرگمو تحویل بدین. میگه : میخوای خاکش کنی؟ پ نه پ میخوام تا گارانتیش تموم نشده ببرم عوضش کنم
پ ن پ
-
تاریخ: 1391/11/22 ساعت: 14:24
بهش میگم : دیگه می خوام ازت جدا شم ! میگه : این حرف آخرته ؟ پ ن پ این خلاصه ای بود از اخبار ایران و جهان ، لطفأ به ادامه ی خبر توجه فرمایید !
پ ن پ
-
تاریخ: 1391/11/22 ساعت: 14:23
با کیس ازدواجش رفتند آزمایش خون، گروه خونیشون بهم نخورده… زنگ زدم بهش میگم : غصه نخور رفیق… دنیا همینه…حالا میخوای چیکار کنی؟ کات میکنی باهاش؟ بجای اینکه دردِ دل کنه میگه: پـَـَـ نــه پـَـَــــ صبر میکنیم تا سال دیگه یه بار دیگه آزمایش میدیم شاید ایندفه شانسمون زد افتادیم تو یه گروه خونی ...
پ ن پ
-
تاریخ: 1391/11/22 ساعت: 14:22
رفتم دکتر میگه مریضی؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ اومدم ببینم مرض جدید چی داری؟
پ ن پ
-
تاریخ: 1391/11/22 ساعت: 14:22
تازه از خواب بیدار شدم بابام می یاد میگه:بیداری؟؟؟! می گم پـَـ نـَـ پـَـ خودمو زدم به بیداری!
پ ن پ
-
تاریخ: 1391/11/22 ساعت: 14:21
رفتیم صحرا نشستیم روی علف ها میگه اومدین تفریح؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ گاویم داریم میچریم!
پ ن پ تصويري
-
تاریخ: 1391/11/22 ساعت: 14:20
ترول
-
تاریخ: 1391/11/22 ساعت: 14:20
ترول
-
تاریخ: 1391/11/22 ساعت: 14:19
پ ن پ تصويري
-
تاریخ: 1391/11/22 ساعت: 14:18
پ ن پ تصويري
-
تاریخ: 1391/11/22 ساعت: 14:18